این سان که زره های دل بی قرار من
سر در کمند عشق تو جان در هوای توست
آنجا که سرا پای تو در روشنی صبح
رویای شرابی است که در جام بلور است
آنجا که سحر گونه گلگون تو در خواب
از بوسه خورشید چو برگ گل ناز است
آنجا که من از روزن هر اختر شبگرد
چشمم به تمنای تو باز است
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آینه جادویی خورشید
چون مینگرم او همه من من همه اویم
Sun wine
میمیرم برات نمیدونستی
میمیرم بی تو بدون چشات
رفتی از برم تو که نمیدونستی
که دلم بسته به ساز صدات
آرزوم که نمیدونستی
که من میمیرم برات ، میمیرم برات
عاشقم هنوز نمی خواستی که
بمونی و بسوزی به ساز دلم
دیدی من میرم
نمی خواستی بری تا فردا گل خشکلم
برو راهی نیست تا فردا
سفرت بخیر اگه میری از اینجا تک تنها توی شهر دور
برو که رفتن بدون ما
میرسیه به یه دنیای دور
به یه دنیای دور
سفرت بخیر برو گر شکستی ز من
می تونی دوباره بساز
غزلی شکسته نا امید و خسته وباز غروب
و بازم غروب
نمیخام بیای، نمیخام میون
تاریکی من تو حروم بشی
نمی خام ازت، نمی خام
مثل یه شمع بسوزی برام
تا تموم بشی
برو تا بزرگی می خام که
فقط آرزوم بشی، آرزوم بشی
فقط آرزوم بشی، آرزوم بشی